تبليغاتX
امانت یک دوست


امانت یک دوست

خدایا با ما راه بیا جز تو با کسی دیگر انس نگیریم

بنام خداوند جان

سلام به همگی شما دوستان ابتدا پیام رانیای عزیز رو برا شما می گذارم و بعد بنا به درخواست ایشان اولین اپ این وبلاگ رو به نمایش می زاریم امیدوارم مورد توجه تمامی دوستان قرار بگیردو انشاالله در نظر داریم این وبلاگ را پلی میان خودمان قرار دهیم دوستان گلم به لطف خدا از این به بعدبه هر گونه سوال مذهبی مربوط به دین اسلام ومذهب اهل سنت وجماعت به مقدار توانمان پاسخ میدهیم از شما دوستان خواهشمند است هر گونه سوال در این زمینه دارید در بخش نظرات وبلاگ گذاشته تا ما با توجه به مهم بودن سوال ان را در پست مطالب جدید قرار داده تا بتوانیم ضمن بهره گیری خودمان دیگران را نیز کمک نماییم با تشکر

مدیریت وبلاگ/ اشنای غریب

سلام از تمام دوستانی که به من در این مدت لطف کردن و باعث شادی من شدن کمال تشکر را دارم بخصوص مضاحک مهربان که ما را شرمنده خودشون کردن دوستان کسی که جای من می نویسه فاطی نیست بلکه یکی از دوستان خوب عزیزم هست که با حذف وبلاگ من موافق نبود و خودش عهدار این کار شد . غریب اشنا رویدری نیست یکی از بهترین دوستان منه که در جمع ما رویدری ها غریبه است. اما رانیا خیلی دوسش داره و واسش احترام قائله امیدوارم شما دوستان رویدریم هم دوست رانیا را قبول داشته باشین و از وبلاگش که مطالب مفیدی در اینده شاهد ان خواهید بود دیدن کنید . دوست مهربان من وبلاگ مفید و اموزنده ای را به امید خدا به راه میندازه تا ما جوانان را بیشتر اگاه کنه. پس رانیا از شما دوستان انتظار داره مث قبل که با نظراتتون منو خوشحال می کردید هنوزم به وبلاگ دوست عزیزم سر بزنید و نظر بدین تا رانیا خوشحال بشه. واسه تک تک شما دوستان از ته دلم دعا می کنم تا به ارزوی دیرینه خودتون برسین متشکرم: رانیا

 

و اما اپ امروز

درد دل با خدا

بياييد يادمان باشد كه ما انسانيم و به ياد زنده ايم.

و گاهي نياز داريم تا براي خودمان دعا كنيم.

روزها و هر لحظه با خود تكرار مي كنم بارالها به من تواني بخش تا همه را دوست

بدارم و به همه عشق بورزم آن سان كه تمامي وجودم از عشق سيراب گردد و

ببخشم بيشتر از آنچه بستانم و با همه باشم و در كنار همه بي آنكه متوقع باشم از

آنها .

و بدين سان است كه مي توان تجلي عشق خداوند را در وجود خودم و ديگران به

وضوح ببينم و مسرور گردم و از اين فرصتي زندگاني كه به من بخشيده شده تا بجويم

و بشناسم استفاده كنم.

خداوندا مرا ياري كن كه به كسي جز تو دل نبندم كه همه فاني اند و تو تنها كسي

كه مي توانم به آن تكيه كنم و پناه برم كه وجود تو خانه امني است برايم.

خداوندا ياريم كن تا از هيچ كس غمي به دل نگيريم و با همه با تمام وجود محبت كنيم

تا محبت و مهرباني و عشق به سويمان بازگردد.

خداوندا آغوش مهربانت را هميشه به رويم بازگذار تا هر گاه دلم گرفت جايي و پناهي

براي غصه هايم در خلوت تو داشته باشم و مرا بپذير كه من از تو ام .

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 22:3 توسط اشنای غریب| |

بنام خدا

دوستان دوست خوبم سلام امید دارم حال همگی خوب باشه راستش از این به بعد یه جورهایی باید منو تحمل کنید میدونم نمیتونم جای رانیا رو برا شما بگیرم اما دلم نخواست با رفتنش از دنیای وب یادگاری پیش ما نداشته باشد به همین منظور اینجانب جسارت کرده و با کمک شما دوستان امید دارم بتوانیم راه رانیا ی عزیز رو ادامه دهیم و به نتیجه ای دلخواه ایشان که همان راه رسیدن به خدا میباشد برسیم با ارزوی موفقییت برای شما بزرگواران و در اخر به رسم سپاس از زحمات دوست عزیزمان رانیا از همه شما دوستان خواهش دارم ایشان را با بهترین پیامها شاد و از کار ایشان تشکر نماییم

نوشته شده در یکشنبه 19 مهر1388ساعت 9:26 توسط اشنای غریب| |

دوستان سلام اومدم واسه خدا حافظی اونم واسه همیشه

دیگر قصد نوشتن ندارم وبلاگ من یه دو روز دیگه واسه همیشه

حذف می شه و دیگه منو تو دنیای وبلاگ نویسی نمی بینید

از تک تک دوستام که در این مدت بهم سر زدن و بهم نظر دادن

کمال تشکر را دارم . و اگه  بدی چیزی ازم دیدین منو ببخشید


نوشته شده در سه شنبه 7 مهر1388ساعت 20:19 توسط اشنای غریب| |

پروردگارم سلام دنیات خیلی رنگارنگه یه روز شادم و فکر می کنم

خوشبخت ترین ادم دنیا خودمم و یه روز 

ناراحت و  غم گین و تمام مشکلات  زندگیم به سویم میاد .

خدا  راضیم از زندگی قصد گله کردن ندارم اما خدا 

وقتی تحقیر  می شی و به ناحق متهمت می کنن و

نمی تونی از خودت دفاع کنی و بهت تهمت  می زنن از  

این دنیا وزندگیش سیر میشم  چند وقتی که می خوام

زبان گلایه و شکوه باز نکنم و جلوه کنم که

خوشبخت ترین و  خوشحال ترین ادم دنیام اما انسانمو

در برابر مشکلات کم طاقت امیدوارم منی که الان اشک امانمو بریده را

ببخشی . خدا از این حرفا بگذریم که غمو شادی در کنار

هم نمک زندگین اما خدا سختر از اینا اینه که دوستت

کسی که خیلی واسش احترام قائلی در شرایط سخت

زندگی باشه و تو نتونی کاری واسش کنی .من الان

دوستم داره با مشکلات زندگیش دست و پنجه نرم می کنه

اما نمی تونم کمکش کنم و این داره منو آزار می

ده . خدا راهی جز دعا کردن واسش ندارم . امیدوارم

دعاهایم مستجاب بشه تا دوستم   ارامش و شادی به

زندگیش برگرده و شادو سر زنده بشه


نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 13:6 توسط اشنای غریب| |

پروردگارم سلام   همین دیروز بود که واسه اومدن رمضانت جشن گرفته  بودم و به پیش

بازش   رفته بودم و امروز واسه عید تبریک گفتن اومدم دیشب و پریشب  که امام  مسجد 

اخرین سوره های قران را در نماز تراویح و قیام می خواند و خبر  خدا حافظی از رمضان و

نمازاش می داد  های های گریه های نماز گذران بود که سکوت مطلق شب را می شکست همه

به خاطر وداع با رمضان گریه می کردند . بغض بد جور گلومو فشار می داد  نمی دونستم به

حال خودم گریه کنم که ایا مناجاتم مورد قبول بود یا واسه تمامی این ماه عزیز که بهترین

روزای عمرمو در این ماه سپری کردم تمام طول راه مسجد تا خونه را گریه کردم  و اون

مسجد و هم دلی نماز گذارا را تا  سال اینده   اگه زنده بودم  وداع گفتم .




عیدتان مبارک

نوشته شده در یکشنبه 29 شهریور1388ساعت 10:30 توسط اشنای غریب| |

دوستان  سلام شب های ماه مبارک  یکی پس از دیگری داره می گذره

این شبهای فرصتی است واسه نزدیک شدن به خدا و لحظه و ثانیه هاش

ما را به خدا نزدیک تر  می کنه دست به دعا بر داشتن در این ماه بر تر 

و بهتراست از تمام ماه ها  همه ما سر سفره افطار و یا سر

سجادمون دست هایمون را واسه دعا کردن بلند می کنیم و دعا می کنیم .

اما اینجا هم فرصتی هست واسه دعا کردن  شما دوستای عزیز می تونید


واسه کسایی که دوستشون داری اینجا دعا کنید


 تا همه ما با همدیگه امین بگیم


پروردگارم سلام تا حالا هیچ وقت از دعا کردن خسته نشدم و این ارامش و

زندگی خوب را مدیون دعا کردن هستم اما امشب امدم واسه عزیزترین

دوستم دعا کنم که پدر پیر و بیماری داره و هر روزه شاهد گریه و زاری

پدر خودشه خدایا  تمام بیمارا را شفا بده تا بتونن سلامتی خودشون را بدست بیارن

خدایا از تو واسه عزیز ترین دوستم خوشبختی دنیا و اخرت را طلب می کنم

و ارزو می کنم پدرش سلامتی خودشو بدست بیاره تا کانون خانواده شون شاد بشه  

                                                                                                          الهی آمین


حالا نوبت تو دوست گرامی هست تا یه دعای قشنگ کنی
نوشته شده در دوشنبه 23 شهریور1388ساعت 1:0 توسط اشنای غریب| |

پروردگارم سلام الان که دارم واست می نوسم ماه مبارک رمضون به نیمه رسیده


یهو یاد ماه رمضون پارسال افتادم که همیشه همین موقع ها باهات دردل می کردم


و ازت کمک می خواستم یادمه سر یه موضوع همیشه بهت می گفتم هر چی



صلاح و مصلحته همون بشه و  جواب تمام نامه هامو دادی و الان این شده


پارسال سر یه موضوع دیگه ازت کمک می خواستم و امسال چیز دیگه و تنها


خودت می دونی سال دیگه اگه زنده باشیم الان همین موقع در مورد چی


ازت کمک می خواهم. خدا جونم امسالم طلب کمک می خوام نا خواسته دارم


به طرف چیزی کشیده میشم که خودم دوست ندارم تو اینم موندم که حکمتی


درش هست که روز به روز قلبم به طرفش میره یا فقط یه اشتباه تنها تو می تونی


منو راهنمایی کنی تا بار دیگر مرتکب اشتباهی که قبلا تجربه اشو داشتم نشم


کمکم کن خدا



نوشته شده در سه شنبه 17 شهریور1388ساعت 18:47 توسط اشنای غریب| |

 

پروردگارم سلام. باري ديگر توفيق دادي

رمضان ديگري ميهمانت باشيم و از ضيافت

ميهمانيت بهره ببريم.امسال به پيشباز

رمضانت امدم تا بيشتر و بهتر از سالهاي

قبل بتوانم عبادت كنم. پروردگارم هميشه

براي امدن رمضانت لحظه شماري مي كردم

و دوست داشتم رمضانت در ثانيه هاي اوليه اش

ميماند. اما امسال تصميم گرفتم تمام ماه ها

برايم رمضان باشد.و همون عبادتي كه در ماه رمضان

انجام مي دادم در ماه هاي ديگر هم انجام دهم.

پروردگارم همه بندگانت رمضان دوست دارند مهمانت

شوند. اما كسايي هستند كه به  دليل بيماري يا فزوني

گناه و يا كبر و غرور اين ماه را از دست مي دهند

پس بار خدايا نور ايمان را بر دلهاي همه ما مسلمانان

بتابان تا ان طور ي كه شايستگي تو خدايي هست

عبادتت را انجام دهيم.( آمين)

نوشته شده در چهارشنبه 28 مرداد1388ساعت 14:13 توسط اشنای غریب| |

پروردگارم سلام امروز اومدم تا به خاطر دو نعمت بزگ در زندگيم

ازت سپاس گذاري كنم نعمت پدر و مادر كه هميشه همراه

و غمخوارم بودن كسايي كه مهربان ترين انسان رو زمينن

و هميشه راهنماي زندگيم بودن. پروردگارا اميدوارم هميشه سايشون

بالاي سرمون باشه و صدسال عمر با عزت كنن.



پدرم خسته نباشي:

پدرم سلام اين روزا داري كاراي باز نشستگيتو انجام مي دي

و حكم باز نشستگيت به دستت رسيده هر چند كه هنوز

سه سال ديگه وقت داري اما با درخواستت موافقت شد

و باز نشست شدي بعد از 27 سال كار صادقانه با صداي

بلند داد مي زنم خسته نباشي و از خداوند خواستارم

تا بهترين روزاي عمرتو در دوران باز نشستگي سپري كني

نوشته شده در سه شنبه 20 مرداد1388ساعت 18:24 توسط اشنای غریب| |

پروردگارم سلام

خيلي وقته مث قديما كه واست نامه مي نوشتم و دردل مي كردم

واست نامه ننوشتم مث اون روزايي كه دلم از دنيا مي گرفت و ازت

گلايه مي كردم امروز اومدم باهات حرف بزنم از غمم بگم

از شاديام بگم از روزاي تلخ و شيرينت بگم خدا گاهي وقتا فكر مي كنم

كاشكي واسه زندگي هم پاكني بود تا روزاي تلخ را پاك كنيم اما دوباره پشيمون

مي شم و مي گم نه بهتره كه نمي شه پاك كرد همين روزاي تلخه كه

شيريني روزاي خوب زندگي را دو چندان مي كنه

گاهي وقتا كه بر مي گردم به عقب و به زندگيم نگاه مي كنم روزاي

تلخ و خوش زيادي مي بينم روزايي كه در كنار هم روزگار منو رقم

زدن هميشه خدا ممنونم ازت واسه اين زندگي هر چند كه

روزاي تلخ فراون بود اما وقتي روزگار اطرافيانمو مي بينم كه

الان در سخترين لحظات زندگيشون قرار دارن و صادقانه تو

را صدا مي زنن و ازت كمك مي خوان تو را شكر مي كنم هر چند كه

نمي تونم كساي را كه دورو برم هستن را درك كنم اما مي فهمم كه

تحت شرايط سخت قرار دارن خدا به لطف كرم و بخششت همه

كساي كه تو زندگيشون غمي و مشكلي دارن را كمك كن تا

همه ي بندهات شاد زندگي كنن(آمين)

نوشته شده در سه شنبه 6 مرداد1388ساعت 0:6 توسط اشنای غریب| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ